درباره ی ابونواس ( 3 )
با عرض سلام
ابتدا بایست عرض کنم دوستانی که در محدوده ی « شهریار ، شهر قدس ( قلعه حسن خان) اندیشه و سرآسیاب » سکونت دارند و مایل به اشتراک و یا خریداری شماره های گذشته نشریه ی تخصصی غزل امروز با نام همین فردا بود ، هستند می توانند با شماره ی
09371269382 تماس بگیرند و یا در همین وبلاگ کامنت بگذارند .
و اینک ادامه قسمت های قبلی :
درپست پیشین سخنی کوتاه از ابن قتیبه درباره قدرت شاعری ابونواس آورده شد ، حال کاملش می کنیم : ابن قتیبه که تحقیقات جامع و مفصلی درباره ی شعرعرب و شاعران آن دارد ، میان شاعری که بالفطره و طبیعتاً نابغه است و کسی که شعر های تصنعی می پردازد تفاوت قایل است . البته در اجتماع قدیمی عرب ( جاهلیت و بدویت که بر خلاف تصور همگی ما ، صاحب فرهنگ و هنر درخشانی بود ) که جادو مستقیماً بر آن حکمفرمایی داشت ، شاعر مردی الهام یافته به شمار می رفت . هیچ عربی نیست که روزی روزگاری چند بیتی نگفته باشد ، اما اگر بنیه شاعرانه او ضعیف باشد با رنج فراوان و فشار به مغز و با تقلید و استراق ( و البته با کوزه ای شراب ) شعر می سراید . اما از دید ابن قتیبه شاعر نابغه « کسی است که ابیات گروه گروه و خود به خود به جانب او می شتابند . » (۱) به همین خاطر او ابونواس را در شمار کسانی که بالفطره شاعرند می آورد و دلیلش هم این است که : « ابونواس هنگامی که به سوی مسجد می رفت ، درباره ی سیبی که به دست داشت بالبداهه اشعاری سرود . » که این اشعار گویا با این که چندان استوار نبوده است سخت مورد تحسین ابن قتیبه قرار گرفته است . (۲)
البته ابن قتیبه به استعدادهای مختلف و اطلاعات وسیع ابونواس که حتی اختر شناسی را نیز شامل می شود ، نیز اشاره می کند و تنها ایرادی که از ابونواس می گیرد عیاشی اوست . گویا چند تنی انتقادهای از اشعار ابونواس داشته اند که ابن قتیبه به آنان پاسخ سختی داده است : « در عیوب لغت به او چیزها نسبت می دهند که من در آنها چیزی نمی یابم که مثالی در شعر کهن نداشته باشد یا استثنایی مسلم از نوع استثناهای نحوی . » (۳)
وباز هم ابن قتیبه در همان منبع از قول ابومحمد نامی ( متاسفانه نمی شناسمش ) میان دو بیت تقریبا ً با یک مضمون ، یکی از « اعشی » ( که درباره ی او بعدا ً خواهم گفت ) و دیگری از ابونواس مقایسه ای صورت می دهد . او می گوید : « همه این بیت از اعشی را نیک می پنداشتند:
و کاس ٍ شربت ُ علی لذة ٍ و اخری تداویت ُ منها بها
ای بسا جام می که بهر لذت نوش کردم و سپس جامی دیگر نوشیدم که علاج نخستین کنم .
تا آنکه ابونواس گفت :
دَع عنک َ لو می فاّن اللوم اِغرا ءُ و داونی بالتی کانت هی الدا ءُ
دست از ملامت بدار که ملامت خود وسوسه ی « می » در دل اندازد ، لکن علاجم کن بدان که خود درد است .
ابونواس بین اعشی را باز شکافته است و بر آن معنایی دیگر افزوده است که در صدر و عجز آن حسنی گرد آورده است . پس اعشی را فضل سبقت باشد و ابونواس را فضل زیادت .
و اما از معروفترین کسانی که تحت تاثیر ابونواس بوده اند می توا ناز پدر شعر فارسی رودکی نام برد . رودکی در حوزه ی خمریات ، بعضی از تصویر های خیال او تحت تاثیر مستقیم ابونواس است . (۴)
و ..... ادامه دارد
دو شعر از ابونواس ( با ترجمه عبدالمحمد آیتی )
شعر اول
وقتی که بی خبر بوسیدمش
چشمانش پرآب و رخانش پر آذر گشت
و چون باده در او اثر کرد ،
آهسته بند قبایش بگشودم .
وای بر من اگر از خواب مستی سر بر کند
بی گمان به تیغ نگاهش خواهدم کشت
به خصوص که « بند ازارش » را نه به هنجار پیشین بسته ام .
...............................................
شعر دوم
ماه روزه باده را از ما بستد
و در ِ شادمانی را به روی ما بر بست
دریغا که به « زندان روزه » اسیرگشتیم .
اما با هر کس هر چند اهل مدارا نباشد ، توان مدارا کرد .
همه از خرد و کلان شب را تا سحر گاه به باده نوشی زنده می داریم
و هر چه بتوانیم به آواز بلند ترانه می خوانیم .
ای ساقی آنچنانم مست کن که خروس و خر را از هم نشناسم .
۱ )مقدمه ی الشعر و الشعرا ابن قتیبه در آیین نقد ادبی – تر جمه دکتر آ . آذر نوش پیشگفتار ص 54
۲ )همان
۳ ) همان ص 167
۴ )صور خیال در شعر فارسی – نوشته استاد دکتر شفیعی کدکنی ص 418