مدت مدیدی بود که می خواستم در مورد جاحظ این دانشمند و ادیب برجسته ی ایرانی  چیزی بنویسم 

 

واو را برای کسانی که آشنایی با او ندارند معرفی کنم.  این موضوع فکر مرا مشغول کرده بود. ولی خب نمی شود از

 

جاحظ بنویسی و اسمی از معتزله نیاوری  و درمورد  معتزله هم که بخواهی بنویسی باید حداقل 10-15 صفحه را پر

 

کنی و این از حوصله ی خواننده ی وبلاگ خارج است. پس تصمیم بر این گرفتم از همه چیزش بزنم و به طور خلاصه به معرفی فرقه ی معتزله و

 

 او بسنده کنم.

 

معتزله از اهل سنت می باشند ولی عجیب است بدانیم که معتزله یک حرکت فکری و عقلی (فلسفی) ایرانی می باشد و

 

تمام بنیان گذاران و بزرگان آن ایرانی بودند و این تفکر بیشترین نزدیکی را با تشیع دارد و در بسیاری از موارد شیعه

 

عقاید خود ار از معتزله الهام گرفته است و شیعه را(( مایل به اعتزال )) یا (( قائل باعتزال)) گفته اند. شیعه پس از

 

مسئله ی  مهم خلافت در بسیاری از مسائل اصولی با اصول و معتقدات معتزله مطابق بوده است مانند توحید ، عدل و

 

نشر....که عقاید معتزله در آنها مطابق حکم عقل صحیح و منطق و منقولات پیشوایان و ائمه ی شیعه می باشد. در

 

حقیقت تمایل شیعه به اعتزال را باید در اوضاع سیاسی آن عصر جستجو کرد، شیعیان در آن زمان زیر فشار و شکنجه

 

و آزار عمال خلفای عباسی قرار داشتند و ناچار بودند برای تحکیم موقع و تامین افکار و افراد خویش از برخی فرقه

 

های نیرومند اسلامی طرفداری نمایند تا آنان نیز در مواقع سخت از ایشان جانبداری کنند. مرام حقیقی و هدف اصلی تعالیم معتزله بنیاد یک جامعه ی

 

اسلامی بر شالوده ی عقل و کار می باشد و دو اصل اصیل از تعالیم معتزله یعنی (( اصل حکومت عقلیه )) و (( اصل حریة آزاده )) ناظر به همین

 

معنی است. اصل حکومت عقل یعنی ساختمان یک جامعه و همه ی نظامات آن بوسیله ی عقول و به رهبری  عقلای قوم  و اصل حریة آزاده یعنی

 

تحرک و فعالیت افراد برای بدست آوردن زندگانی بهتر؛ زیرا به موجب این اصل انسان در انجام همه ی کارهای خود آزاد است.

 

ابو عثمان عمر بن بحر بن محبوب الجاحظ از مردم شهر (( وهیشت =اردشیر)) بصره ، از شهرهای شهرستان دورق خوزستان ، بوده و ولادتش در

 

سال 150 هجری است.

 

در ادبیات عرب جاحظ یکی از استادان و پیشوایان بوده و از بنیان گذاران نثر عربی به شمار می رود. ( جالب است عربی که زبان مادری ما

 

نبود به وسیله ی ما که همیشه قومی ادب پرور و با فرهنگ و دانش بوده ایم قوام پیدا کرد و اعراب تکامل زبان خودشان را مدیون ما می باشند.)

 

اقوال جاحظ در نحو ، صرف و فنون ادب و بلاغت در کتب عربی پراکنده است. او دو رشته تالیفات داشته : الف) تالیفات ادبی مشتمل بر انواع فنون

 

ادب عربی .  ب) تالیفات کلامی مشتمل بر افکار و اصول مکتب معتزله

 

ام جاحظ را در عصر خودش تنها یک معتزلی و یک  متکلّم  می شناختند و اگر احیانا به جنبه ی ادبی او نیز توجه می شد وی را یک معتزلی و یک

 

متکلم  ادیب می دانستند. بسیاری از آثار ادبی او اکنون موجود است ولی آثار کلامی او تقریبا از بین رفته است.

 

جاحظ کتبی را به عنوان آداب تالیف کرده است که مشتمل بر عامه معلومات اجتماعی ، اخلاقی و امور خانواده ، اوصاف اصناف و پیشه وران  و

 

اخلاق بزرگان عصر او  می باشد. این کتب حاوی آداب آن عصر بوده و امروزه آنها را به عنوان آثار و تالیفات او می دانند زیرا جاحظ آنها را با قلم

 

بی مانند خود نگاشته است. نثر نویسی جاحظ ا ز نوع سهل و ممتنع و مخصوص خود اوست و به همین جهت این کتابها بواسطه ی اسلوب شیوا و

 

دلکش نثر و قدرت نگارش به عنوان کتابهای ادبی نمونه ی عالی تلقی شده است. موضوعات تالیفات او نیز ابتکاری و شیوا و شیرین می باشد مانند:

 

المحاسن و اللضداد و کتاب البیان و التبیین .

 

جاحظ کتابی دارد به نام (( البخلا)) که او در این کتاب بیوگرافی عده ای از مشاهیر را که معروف به بخل بوده اند را با نثری شیوا نقل کرده و حکایاتی 

و همچنین ضرب المثل هایی  در این باره گفته است. در جایی از این کتاب ضمن شرح بیوگرافی یکی از نامداران معاصرش که بخیل بوده از قول او

 

نقل کردهاست که : (( ماهی تابه آهنین هر اندازه کهنه شود و هر اندازه با آن در آشپزخانه ها کار کنند بهتر و آماده تر می شود ، زیرا به مرور در اثر

 

کار زیاد چربی و روغن در اعماق آن نفوذ کرده و برای بریان کردن گوشت آماده تر می شود.))

 

و اما در پایان باید گفت که : آن طور که از کتب دیگر شرح حال بزرگان بر می آید  بیشتر تالیفات جاحظ که متاسفانه چیزی از آنها باقی نمانده درمورد

 

 

مکتب معتزله و اعتقادات و دستورات آنها می باشد . شاید عربهااز آن روی که ...............

 

 

 

 

و اما چند شعر آن هم از نوع مفیده  گویش

 

ابتدا از شاملوی بزرگ مثال می آورم

 

1

کوه ها با هم اند و تنهایند

 

هم چو ما، با همان ِ تنهایان

 

2

برادر زنان ِ افتخاری!

 

آینده از آن ِ هم شیرگان ِ شماست!

 

وچند شعر از آقای دکتر محمود صباحی

1

به (( عدالت آباد ))-

 

شهر خون و خمیازه

 

خوش آمدید !

 

(شهرداری عدالت آباد)

2

آه!

 

چهارمیخ ِ شعر-

 

کوچه های ِ بی زن!

3

نگارخانه ای ست

 

زیبایی ِ تو،

 

و صورت گر ِ هرزه ای ست

 

چشم های من

 

و دو شعر از خودم از این نوع

1

اگر ما را

 

به در میکده راه نباشد

 

راعی را از تخت

 

به زیر کشیم

 

نعوذ بالله

 

2

باران..........

................

فقط برای آدمهای

 

کفش سوراخ

 

بد است

 

در انتها هم یک شعر از دوستم رضا مصطفایی

 

خورشید می غرد ، ماه می لاید

 

از فشردگی تنگنایی بی کران آسمان

 

از گردی زمین

 

از هوس بی هوده ی هر روزه

 

تا در آغوش گرفتن

 

و خداوند در واپسین

 

طبقه ی آسمان

 

فرمان می راند

 

دوستان خوش باشید