بررسی تطبیقی جنبش حروفیه و نهضت رنسانس

به نام خدا و سلام

 

ماه رمضان بر همگی بزرگان و دوستان مبارک. طاعات و عبادات شما قبول حق و التماس دعا. چند وقتی است که در حال مطالعه بر روی جنبش حروفیه می باشم. که در این حین متوجه شدم که از بعضی لحاظ این جنبش با رنسانس اروپا شباهت دارد:«هم در نحوه ی پیدایی و هم در تفکرات.» بر آن شدم که این نکته را بسط دهم و طی چند پست در این وبلاگ آن را شرح دهم. از بزرگوارانی چون رجب بذر افشان و برزو علی پور و احسان مهدیان و... خواهش می کنم که ایرادات و اشکالاتی را که بر این مطلب وارد است را بدون هر گونه ملاحظه ای بیان کنند تا این مطلب پر بار تر شود.

 

جنبش حروفیه در زمان تیمور پا به عرصه ی وجود نهاد. ایرانیان که تازه از شر جانورانی وحشی همچون مغولان رسته بودند باز دچار یک جانوری دیگر از نژاد همانان شدند. در این زمان بود که تصوف نیز رواج پیدا کرد و بعضی از آخوندان و صوفیان آن موقع ( که البته تعدادی نیز با حاکمان یک کاسه بودند) با این تفکر که مغولان و بعد از آن تیمور عذاب خداوندی هستند مردم را از ایستادگی بر حذر داشتند و نیز آنان را به سمت خانقاه های متعدد خود فرا می خواندند و به جای ایستادگی در برابر آن جانوران مردم را به انتظار کمک غیبی از باری تعالی می نشاندند و به جای اسلحه و خوی مقاومت به آنان ذکر و خرقه و کشکول می دادند. در این شرایط بود که حروفیه پا به عرصه ی وجود نهاد.

درست به مانند مغرب زمین که مسیحیت و کلیسا ده قرن بر آنان فرمان راندند و دوران سیاه قرون وسطی را بر جای نهادند. دورانی که با هرگونه علم و دانش مخالفت شد. هرگونه مخالفی را می سوزاندند . هنر نقاشی محدود به دیوارنگاره های کلیسا و در زمینه ی تئاتر محدود به دو نمایش میستری و میراکل ( میستری:نمایش راز و رمز کلیسا و سرگشت اندوهناک مسیح.  میراکل:نمایش توانمندی های ورای انسانی مسیح) شد که البته این ها نیز در انحصار کلیسا بود و باقی نمایش ها ممنوع شد . در نقاشی و هنرهای ظریفه ی دیگر مسیح در هیئتی پر از رمز و راز به تصویر در آمد که خصلت های فرا مادی اش بیشتر از خصلت های انسانی اش بود.

حروفیه در قرن هشتم هجری توسط فضل الله استر آبادی« نعیمی» به وجود آمد. او از پیشه وران روشنفکر بود که از طریق طاقیه دوزی امرار معاش می کرد( طاقیه نوعی کلاه است). می توان گفت هدف اصلی حروفیه مبارزه با حکومت فئودال تیموری بود . اوضاع اقتصادی ایران بعد از حمله ی مغول بسیار فلاکت بار بود. کشاورزی رو به زوال گذاشت و کم کم از بین رفت و مردم گرسنه  می ماندند . با حمله تیمور اوضاع بسیار وخیم تر شد. تیمور برای محکم کردن پایه های سیاسی و اجتماعی خود تظاهر به دین داری می کرد و در این بین داستانی وجود دارد که او حافظ کل قرآن بود و حتی می توانست قرآن را از آیه ی انتهایی آن  به آیه ی ابتدایی آن بخواند.بگذریم؛ با وخیم شدن اوضاع اقتصادی و در نتیجه کمبود نقدینگی ( مر دم چیزی نداشتند که به عنوان مالیات بپردازند) تیمور رو به بازرگانی آورد  و باعث رونق هر چه بیشتر بازرگانی و تجارت شد و مراودات تجاری با بازرگانان سایر دیار ها از جمله ونیز، اسپانیا و فرانسه باعث رشد صنایع مختلف گردید. که این امر باعث پیدایش اصناف متعدد و سندیکای صاحبان حرفه و فن شد. رشد و تکامل پیشه وری و صنعت در این عصر  از نظر اقتصادی و سیاسی البته با یک مانع بزرگ هم روبرو بود و آن فئودالیسم متزلزل خان ها و سران تیموری بود که در عین حال منابع و مواد اولیه صنعت و پیشه وری را در اختیار خود داشتند.

یک فرضیه به جهت چرایی معروفیت اینان به حروفیه :

 تشدید و تحمیل مالیات های جدید بر صنعت گران خرده پا و انحصار منابع اولیه ی صنعتی در دست فئودال ها باعث نارضایتی طبقه ی اصناف جدید شد و سازمان های مخفی پیشه وران و صنعت گران و صاحبان حرفه و فن تشکیل شد و تحت یک مرام و مسلک به مبارزه ی سیاسی_ فلسفی با حکوت تیموری پرداخت. اعضای این سازمان که از صنعت گران و صاحبان حرفه های مختلف بودند به حروفیه معروف گردیدند و همان طور که گفتیم فضل الله استر آبادی  صاحب حرفه ی طاقیه دوزی بود.

فرضیه ایی دیگر:

دکتر عبد الله رازی در کتاب تاریخ کامل ایران می نویسد: « فضل الله استر آبادی در زمان تیمور مذهبی آورد که به واسطه ی تاویل حروف الفبا موسوم به آیین حروفی گردید و تیمور را به آیین خود دعوت نمود ، ولی نه فقط آن فاتح دعوت او را رد کرد بلکه کمر قتل او را به میان بست»...

ادامه دارد...

قطعه ایی از یک شعر فضل الله استر آبادی « نعیمی »

 

ای گشته دلم ، محیط اشیا                    ای خوب و بد آفریده ی ما

فرمانبر ما ، بود کمینه                            از تخت ثرا تا ثریا

ماییم و به غیر ما کسی نیست                در شیب و فراز و زیر و بالا

 

منابع و مآخذ در آخرین پست این مقاله خواهد آمد.

بررسی کتاب رویای نوشتن

سلام. مدت ها نبودم عذر می خواهم. خواستم با یک داستان به روز شوم ولی: مدتی است که

 

جنجال های فراوانی پیرامون بعضی از عزیزان را فراگرفته است. الحمد الله پای ما به کنار

 

است ولی...

 

دوستی که مدام حرف از تئوری می زند  و از این و آن ایراد تئوریک می گیرد و دوست

 

بسیار خوب اهالی دنیایی مجازی می باشد ادعایش این است که مقالاتش در نشریه های

 

ادبی مدام به چاپ می رسد. فقط این را عرض می کنم که به غیر از معدودی چند ( حدود

 

سه نشریه از میان خیل عظیم نشریات ادبی) دیگر نشریات مزخرفاتی بیش نیستند ، حال

 

چه ادعایی است مثلاً مقاله ی من در فلان نشریه به چاپ می رسد، زهی سعادت برای شما!

 

بنده یک آرشیو خوب از نشریات قدیمی در کتابخانه ام دارم(مثلاً سهند و چند شماره از الفبا،

 

کتاب هفته و ...) و این ها را که با این نشریات جدید مقایسه می کنم به این نتیجه می رسم که

 

مدیر مسئولان نشریات جدید را باید دار زد و با زور به دیار باقی فرستادشان...

 

قصد دارم در این مقال به معرفی و بر رسی کتاب رویای نوشتن بپردازم:

 

این کتاب یک مجموعه ی مصاحبه است با تنی چند از بزرگان عرصه ی نویسندگی که به چاپ

 

دوم(1384) رسیده است. مترجم این کتاب خانم مژده ی دقیقی است و ناشرش موسسه ی فرهنگی_

 

هنری  جهان کتاب می باشد.

 

خُب اسامی مصاحبه شوندگان را که می بینیم ( مثلاً مارکز، وودی آلن، سیمون دوبوآر ، اسماعیل

 

کاداره و ...) کمی جذب می شویم و بسیار سریع ورق می زنیم تا ببینیم که این بزرگان در

 

مورد نوشتن چه می گویند ولی دریغ از یک مصاحبه ی فنی و دقیق. شاید به نظر بیاید که

 

این کتاب برای خوانندگان عام چاپ شده باشد ولی اگر چنین بود ناشر آن را در تیراژ وسیعی

 

چاپ می کرد( نه در 700 نسخه) و یا اینکه اصلاً ناشر می رفت دنبال چاپ رمان های

 

فهمیه رحیمی و یا رجبعلی اعتمادی.

 

با هم چند مورد را مرور می کنیم:

 

در مصاحبه ی با  پی،دی جیمز مصاحبه گر اولین سوالی که می پرسد این است:« شما نوشتن

 

را از 40 سالگی آغاز کردید، با این حال می گویید همیشه دلتان می خواسته نویسنده شوید. این

 

را از کجا می دانستید و چه طور می خواستید نویسنده شوید؟» جواب کلیشه ای نویسنده را نیز

 

بخوانید:« تصور می کنم از ابتدا این را می دانستم. از بچگی عادت داشتم برای خواهر و برادر

 

کوچکترم داستان های تخیلی تعریف کنم  و ...» حتماً بقیه را می توانید خودتان حدس بزنید. یا

 

در مصاحبه ی با وی.اس.نایپل مصاحبه گر می پرسد  نوشتن راه و رسمی در این دنیا کار سختی

 

بود.

 

پیش خود فکر کنید اگر کسی مثل ساراماگو در جلویتان بود چه سوالاتی از او می پرسیدید؟

 

رمان نویسی که حتماً رمان کوری اش را خوانده اید. مصاحبه گر کتاب رویای نوشتن اولین

 

سوالی که از ساراماگو می پرسد این است که« آیا دلتان برای لیسبون تنگ می شود؟» فقط به

 

این دلیل این را می پرسد که ساراماگو خانه اش را از لیسبون به جزایر قناری انتقال داده است.

 

سوالات فنی مصاحبه گران از نویسندگان نیز حول و حوش این هاست:

 

چه موقع می نویسید؟ با کامپیوتر می نویسید؟ اسم شخصیت هایتان را چطور انتخاب می کنید؟

 

از کدام نویسندگان تاثیر گرفته اید؟ و ...

 

در مصاحبه با طاهر بن جلّون نویسنده ی فرانسوی مراکشی الاصل از طرف مصاحبه کننده

 

ابونواس شاعر عرب معرفی شده است( صفحه ی 170 کتاب) که این جا حتماً مترجم بایست

 

در پی نوشت اشتباه مصاحبه گر را تذکر می داد و می نوشت که ابونواس یک شاعر ایرانی

 

می باشد که به دلایلی در آن زمان به عربی شعر می سروده و این را دیگر همه ی اهالی ادب

 

می داند.

 

و اما نکته ی خوبی که این کتاب دارد این است که بعد از پایان هر مصاحبه کتاب هایی را که

 

از نویسنده در ایران منتشر شده را معرفی کرده اند و این کار بسیار خوب و جالبی است.

 

نمی دانم تا چه حد موفق شده ام که این کتاب را برای شما بشناسانم. امید وارم که در خرید آن

 

دقت کنید. و اما آخرین شعری که سروده ام:

 

هم امروز

 

همسر خود را در بستر مرگ

 

خواهم دید

 

چراغی بر خواهم افروخت

 

عودی خواهم سوزاند

 

 و الرحمان...

 

پرده را خواهم کشید

 

سوسک را خواهم کشت

 

و دمی بعد آخرین بوسه

 

بشتاب بشتاب همسرم

 

بشتاب که فرشتگان انتظار تو را

 

با برگ هاوانا دود می کنند

 

بشتاب هر چه سریع تر

 

زیرا

 

پاهای معشوقه ام

 

در بیرون در

 

از خستگی خم شده اند.