سلام. مدت ها نبودم عذر می خواهم. خواستم با یک داستان به روز شوم ولی: مدتی است که
جنجال های فراوانی پیرامون بعضی از عزیزان را فراگرفته است. الحمد الله پای ما به کنار
است ولی...
دوستی که مدام حرف از تئوری می زند و از این و آن ایراد تئوریک می گیرد و دوست
بسیار خوب اهالی دنیایی مجازی می باشد ادعایش این است که مقالاتش در نشریه های
ادبی مدام به چاپ می رسد. فقط این را عرض می کنم که به غیر از معدودی چند ( حدود
سه نشریه از میان خیل عظیم نشریات ادبی) دیگر نشریات مزخرفاتی بیش نیستند ، حال
چه ادعایی است مثلاً مقاله ی من در فلان نشریه به چاپ می رسد، زهی سعادت برای شما!
بنده یک آرشیو خوب از نشریات قدیمی در کتابخانه ام دارم(مثلاً سهند و چند شماره از الفبا،
کتاب هفته و ...) و این ها را که با این نشریات جدید مقایسه می کنم به این نتیجه می رسم که
مدیر مسئولان نشریات جدید را باید دار زد و با زور به دیار باقی فرستادشان...
قصد دارم در این مقال به معرفی و بر رسی کتاب رویای نوشتن بپردازم:
این کتاب یک مجموعه ی مصاحبه است با تنی چند از بزرگان عرصه ی نویسندگی که به چاپ
دوم(1384) رسیده است. مترجم این کتاب خانم مژده ی دقیقی است و ناشرش موسسه ی فرهنگی_
هنری جهان کتاب می باشد.
خُب اسامی مصاحبه شوندگان را که می بینیم ( مثلاً مارکز، وودی آلن، سیمون دوبوآر ، اسماعیل
کاداره و ...) کمی جذب می شویم و بسیار سریع ورق می زنیم تا ببینیم که این بزرگان در
مورد نوشتن چه می گویند ولی دریغ از یک مصاحبه ی فنی و دقیق. شاید به نظر بیاید که
این کتاب برای خوانندگان عام چاپ شده باشد ولی اگر چنین بود ناشر آن را در تیراژ وسیعی
چاپ می کرد( نه در 700 نسخه) و یا اینکه اصلاً ناشر می رفت دنبال چاپ رمان های
فهمیه رحیمی و یا رجبعلی اعتمادی.
با هم چند مورد را مرور می کنیم:
در مصاحبه ی با پی،دی جیمز مصاحبه گر اولین سوالی که می پرسد این است:« شما نوشتن
را از 40 سالگی آغاز کردید، با این حال می گویید همیشه دلتان می خواسته نویسنده شوید. این
را از کجا می دانستید و چه طور می خواستید نویسنده شوید؟» جواب کلیشه ای نویسنده را نیز
بخوانید:« تصور می کنم از ابتدا این را می دانستم. از بچگی عادت داشتم برای خواهر و برادر
کوچکترم داستان های تخیلی تعریف کنم و ...» حتماً بقیه را می توانید خودتان حدس بزنید. یا
در مصاحبه ی با وی.اس.نایپل مصاحبه گر می پرسد نوشتن راه و رسمی در این دنیا کار سختی
بود.
پیش خود فکر کنید اگر کسی مثل ساراماگو در جلویتان بود چه سوالاتی از او می پرسیدید؟
رمان نویسی که حتماً رمان کوری اش را خوانده اید. مصاحبه گر کتاب رویای نوشتن اولین
سوالی که از ساراماگو می پرسد این است که« آیا دلتان برای لیسبون تنگ می شود؟» فقط به
این دلیل این را می پرسد که ساراماگو خانه اش را از لیسبون به جزایر قناری انتقال داده است.
سوالات فنی مصاحبه گران از نویسندگان نیز حول و حوش این هاست:
چه موقع می نویسید؟ با کامپیوتر می نویسید؟ اسم شخصیت هایتان را چطور انتخاب می کنید؟
از کدام نویسندگان تاثیر گرفته اید؟ و ...
در مصاحبه با طاهر بن جلّون نویسنده ی فرانسوی مراکشی الاصل از طرف مصاحبه کننده
ابونواس شاعر عرب معرفی شده است( صفحه ی 170 کتاب) که این جا حتماً مترجم بایست
در پی نوشت اشتباه مصاحبه گر را تذکر می داد و می نوشت که ابونواس یک شاعر ایرانی
می باشد که به دلایلی در آن زمان به عربی شعر می سروده و این را دیگر همه ی اهالی ادب
می داند.
و اما نکته ی خوبی که این کتاب دارد این است که بعد از پایان هر مصاحبه کتاب هایی را که
از نویسنده در ایران منتشر شده را معرفی کرده اند و این کار بسیار خوب و جالبی است.
نمی دانم تا چه حد موفق شده ام که این کتاب را برای شما بشناسانم. امید وارم که در خرید آن
دقت کنید. و اما آخرین شعری که سروده ام:
هم امروز
همسر خود را در بستر مرگ
خواهم دید
چراغی بر خواهم افروخت
عودی خواهم سوزاند
و الرحمان...
پرده را خواهم کشید
سوسک را خواهم کشت
و دمی بعد آخرین بوسه
بشتاب بشتاب همسرم
بشتاب که فرشتگان انتظار تو را
با برگ هاوانا دود می کنند
بشتاب هر چه سریع تر
زیرا
پاهای معشوقه ام
در بیرون در
از خستگی خم شده اند.