تبليغاتX
کارگاه آزاد شعر و اندیشه

 

بدرود دوست من بدرود

تو در قلب منی ای یار

حکم تقدیر بر جداییست

و وعده می دهد به واپسین دیدار

بدرود دوست من بی فشردن دستی  بی زمزمه ای

غمین مباش غم رخساره ات از چیست؟

مردن در این زندگی هرگزچیز تازه ای نبوده  است

تازگی در زیستن نیز نیست

ولادیمیر مایاکوفسکی

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم آذر 1385ساعت 12:49  توسط محمد آسیابانی  |