تبليغاتX
کارگاه آزاد شعر و اندیشه

شعری از امام محمد غزالی

کس را پس پرده قضا راه نشد

وز سر قدر هیچکس اگاه نشد

هرکس زسرقیاس چیزی گفتند

معلوم نگشت وقصه کوتاه نشد

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم مهر 1385ساعت 10:16  توسط محمد آسیابانی  | 

نکاتی چند در باره ئ مقدمه ئ شاهنامه ئ ابومنصوری

مقدمه ئ شاهنامه ئ ابومنصوری مشهور به مقدمه ئ قدیم که در ماه محرم 346 هجری قمری تحریر یافته علی الظاهرفعلا"قدیمی ترین یادگارنثر فارسی است که از گزندحوادث برکنارمانده وبه دست ما رسیده است.شاهنامه ئ منثورکه مقدمه ئ ان بدستست گرد اورده ئ ابومنثور محمدبن عبدالرزاق بن عبدا...بن فرخ است.ابومنصورمحمدبن عبدالرزاق یکی از بزرگان تاریخی قرن چهارم هجریست ونسب به بزرگان ساسانیان میرسانیده وبه عهدسامانیان ریاست نیشابوروطوس داشته وبه مرتبه ئ سپهسالاری کل خراسان نیز رسیده است ودرمحارباتی که بسود دیلمیان در351 هجری براه انداخته مسموم و مقتول گردیده است.

ابومنصورالمعری دستوروخویشاوندسپهسالاروازبطانه ئ اوست وبه فرمان وی بگرداوری شاهنامه ئ منثور پرداخته است وشرح انرا درخود مقدمه ئ حاضر می بیند.مقدمه ئ نثر شاهنامه ازبرکت شاهنامه ئ منظوم فردوسی واینکه در نسخه های قدیم انرا دراغاز شاهکاراستاد طوس قرار میداده اند برای ما به یادگار مانده است.اما اینکه ریخته ئ قلم کدام دانشی مرد بزرگ مقام است بر ما روشن نیست.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم مهر 1385ساعت 10:15  توسط محمد آسیابانی  | 

شعری از علی رضا اسیابانی

تیتر روزنامه ی عصر بود

 

تیتر روزنامه ی عصر بود زجر شیرین مرگ فرهاد

مرگ خاکستر اواز   در دل جنگل فریاد

مرگ قایقی شکسته توی خاطرات دریا

محکوم بیداری شب توی این ظلمت و بیداد

وقتی مهر باطلی زد دست های تگرگی شب

رو شناسنامه ی جنگل روی هر سپید بامداد

وقتی در تحقیر خورشید خنده کرد چشم سیاهی

اخرین برگ ترانه می رفت با حلقه ی شن باد

این غزل شنیدنی نیست یک گزارش از دو مرگ است

مرگ دلداده و دلدار  مرگ دو ویران اباد

تیتر روزنامه ی عصر بود اخرین اوازه خوان رفت

اخرین طلوع بامداد  مرگی با ترانه سر داد

ان که فصل بهتربن بود توی این اشفته ی خواب

مرگ او سوختن رویا بر لبا ن داغ مرداد

ان که در مسلخ شیطان اواز انسان درد بود

شاعر سوختن نازلی شاعر بی بی خرداد

عاشق جرات پرواز ازاد از بند سیاهی

وعده دیدار خود را در دل ترانه ها داد

تیتر روزنامه ی عصر بود تیتر روزنامه ی عصر بود

اخرین شعر سپید رفت اخرین طلوع بامداد

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم مهر 1385ساعت 10:14  توسط محمد آسیابانی  | 

 

بزرگترین هدف هنروادبیات خدمت به اجتماع است.هنربه تنهایی معرف زندگی نیست بلکه بررسی وقضاوت اجتماعی بدست انست.هنربایدازجنبه های تفریحی ووقت گذرانی بیرون ایدووقف اگاهی وبیداری جامعه گردد.

"بلینسکی"

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم مهر 1385ساعت 2:24  توسط محمد آسیابانی  | 

نوشتن نوع خاصی از ازادی خواستن است وتو یک بارکه شروع به نوشتن کردی خواهی نخواهی متعهد هستی.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم مهر 1385ساعت 2:21  توسط محمد آسیابانی  | 

شعری از مسعودرهنما

اکنون حالم دگرگون میشود

از مستی سلولهای زمان

که در تلالو خورشید صبحگاهی

می بلعمشان

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم مهر 1385ساعت 8:26  توسط محمد آسیابانی  |